close
تبلیغات در اینترنت
ارسال لینک داستان

زیست شناسی 90 دانشگاه زابل
صفحه نخست
پروفایل
توضيحات بنر تبليغاتي
داستان حکیمانهروزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد … یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!یک یوگیست به او گفت :این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!یک…
تاریخ
تاریخ : 23 / 07 / 1391
نویسنده
نویسنده : ساسولی
نظرات
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …


یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت :
این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱

                                                                       

شخصی به منزل دوستی رفت


صاحب خانه کاسه ای شیر نزد او نهاد و گفت :
میل فرمایید که ماست ، پنیر ، روغن و کره از شیر است !!
میهمان بخورد و دم نزد و رفت و صاحب خانه را به خانه ی خود دعوت کرد .
روز موعد یک " شاخه مو" نزد وی نهاد و گفت :
میل فرمایید که دوشاب ، حلوا ، شیره ، کشمش و غیره از همین عمل می آید

                                                                          

 

 

وقتی داشتی میرفتی گفتم : نکنه منو یادت بره ؟


خندیدی و گفتی هر وقت زبون مادریم یادم رفت تو رو هم فراموش میکنم . با لبخندی عاشقانه بدرغت کردم و رفتی به دیار غربت . بعد از اون کار من شد گریه و دلتنگی تا یه روز شنیدم بر میگردی !!!!!!
تو فرودگاه نگات غریب بود ناباورانه بهت گفتم منو نمیشناسی ؟
گفتی : what ؟؟؟

                                                                                          

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل را پرسیدند.

 پیرمرد گفت...
 زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!
 پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد!
 پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است...!

 

بازديد : 177
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 5



ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط مصطفی در تاریخ 1392/1/19 و 1:33 دقیقه ارسال شده است

جالب بودن.بازم بذارید.ممنون

این نظر توسط محمد در تاریخ 1392/1/13 و 1:18 دقیقه ارسال شده است

جالب بود


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
جدیدترین مطالب سایت
» bio-logy تاریخ : یکشنبه 21 مهر 1392
» دانلود سر فصل های زیست شناسی تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین 1392
» گرایشها و ظرفیتهای آزمون کارشناسی ارشد زیست شناسی تاریخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391
» دانلود کتاب بیوشیمی لنینجر تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
» شیمی مورتیمر جلد یک تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391
» دانلود تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391
» دانلود فیزیولوژی پزشکی گایتون تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391
» اصطلاحات با حال دانشجویی تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391
» مار و پله دانشجویی تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» دانشجو کیست ؟ تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» اهل دانشگاهم تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» عکس های طنز دانشجویان تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» عکس های طنز دانشجویان تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» ما که اینجوریم شما چطور........؟ تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» استاد ما تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» امتحان در زابل نسبت به دیگر مناطقچگونه است...$ تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» داستان تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» مطالب جالب برای شب شعر تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» نظرات بزرگان در مورد امتحان تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» شب شعر تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» اموزش موفقیت تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» سه امریکایی و یک ایرانی تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» زندگی دختران 8 ترمه دانشگاهی + بسیار جالب تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» دقت کردین شب امتحان چی میشین تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
» دانلود سیلابس دروس زیست شناسی تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391
مطالب پر بازدید
مطالب پر بازدید
زیست شناسی 90 دانشگاه زابل
توضيحات بنر تبليغاتي
توضيحات بنر تبليغاتي
توضيحات بنر تبليغاتي
زیست شناسی 90 دانشگاه زابل